حکم عشق
به نام انکه یاد داد چگونه بغض هایم را بشکنم
به نام انکه یاد داد چگونه بغض هایم را بشکنم
آخی دل من
آخی دل من سوختی توی غم / مردی با حسرت باور ندارم
می گفتی عشقم دوسم نداره / این شده قصم این دوری و غم
آخی دل من میمیری کم کم / باور نداره دارم میمیرم درام میمیرم
شاید ندونه دنیــــــــــــام تمومه / همش خـــزونه روزای عمـــــــــرم
اومد تو قلبم با عشوه و ناز /چشمای زیباش کرده دیوونم
با دست نازش دست داد به دستم / گفت ببر منو یار هرکجا دلت خواست آروم و هر دم
وقتی که اشکام جاری شد ازغم / اون بود با دستاش پاک می کرد اشکم از روی گونم
واسه همیشــــه رفت از کنارم / آخی دل مــن طاقــــت نـــدارم
***
همین حالا جاری شد اشکم رو دفتر شعرم / نذار از چشات بیوفتم آخه جز تو من کی دارم
قدر یارم ندونستم حالا رفته نگرونم/هنرم تنها ترانست ترانه ها واست سرودم بیا بخونشون عزیزم

|
+
| نوشته شده توسط رضا و علیرضا در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 21:4
|
