حکم عشق
به نام انکه یاد داد چگونه بغض هایم را بشکنم
به نام انکه یاد داد چگونه بغض هایم را بشکنم
من امشب از بلور اشکهای پنهانم افسانه ها دارم
از زخمی که بر روی شانه هایم سنگینی میكند
در شبگیر نیایش خالصانه تو! ای بهترین بهانه تداعی
شقایقهای سوخته! ای خوشترین ترانه ی مرغ عشق
ای پیچش نیلو فرانه !ای تمنای عارفانه شبهای نياز
رو به قبله ای دل نهاده ام که کعبه امال من است و سر به خاكي
ساییده ام که قبله حاجات من است
من چه می خواهم از این گردون تیزرو جز خلوتی سوخته و اشكي از
سر خلوص و استغاثه ای به در گاه احديت
وتو را می خواهم تا ابدیت
ای عشق من دوستت دارم

|
+
| نوشته شده توسط رضا و علیرضا در شنبه ششم مهر 1387 و ساعت 23:32
|
